دو راهی باخت باخت! 1-فراخوان غیرمنتظره وزرای خارجه کشورهای 5+1 برای حضور مستقیم در مذاکرات که از سوی خانم کاترین اشتون صورت پذیرفت و برخی از اخبار و گزارش‌های پیرامونی دیگر حکایت از آن دارند که «وین 6» آنگونه که حریف پیش‌بینی می‌کرد، پیش‌ نمی‌رود و محاسبات قبلی آنان با اختلال جدی روبرو شده است. چرا؟! چه اتفاق غیرمنتظره‌ای روی داده که خانم اشتون برای تصمیم‌سازی در برابر آن ناچار به دعوت فوری وزرای خارجه 5+1 شده است؟! مطابق دستور کار قبلی قرار بود وزیران خارجه 5+1 به عنوان عالی‌ترین مقام تصمیم‌گیرنده در آخرین روز یا روزهای مذاکرات و بعد از آن که متن توافق جامع آماده شد، برای امضاء و تائید نهایی به تیم‌های مذاکره‌کننده خود در وین ملحق شوند. اما، فراخوان اشتون از اتفاق جدیدی خبر می‌داد که حضور فوری وزرای خارجه 5+1 را ضروری ساخته بود و خبرگزاری رویترز به نقل از دیپلمات‌های مذاکره‌کننده اعلام کرد؛ حضور وزرای خارجه 5+1 در وین به منظور امضای توافق جامع نیست، بلکه آنان برای عبور از بن‌بست غیرمنتظره‌ای که در جریان مذاکرات پدید آمده است به وین فراخوانده شده‌اند. کدام بن‌بست آنان را سراسیمه به وین کشانده است؟! گفتنی است وزیران خارجه چین و روسیه به وین نرفتند. اولی برای عدم حضور خود به دوری مسافت! و جدول کاری از قبل برنامه‌ریزی شده اشاره کرد و لاوروف ضرورت همراهی با پوتین در سفر آمریکای لاتین را پیش کشید! ولی گزارش‌ها حکایت از آن دارند که چین و روسیه با 4 کشور آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان درباره متن توافق نهایی اختلاف‌نظر دارند و محدودیت‌های اعمال شده را با توجه به شفافیت‌های خواسته شده از ایران، «متوازن» ارزیابی نمی‌کنند. ضمن آن که حدس می‌زنند در چالش هسته‌ای یازده ساله کشورمان، فصل جدیدی در حال ورق خوردن است. 2- و اما، همه شواهد حاکی از آنند، آنچه سیستم محاسباتی حریف را درهم ریخته و وزیران خارجه آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان را با عجله به «وین» کشانده تا به قول دیپلمات‌های غربی، برای عبور از بن‌بست پدید آمده، چاره‌جویی کنند، اعلام صریح خط‌ قرمز نظام در مذاکرات هسته‌ای است که روز دوشنبه هفته قبل از سوی رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگزاران و مسئولان نظام با ایشان مطرح شد. حضرت آقا با نگاهی دقیق و فنی و کارشناسانه تاکید کردند که جمهوری اسلامی ایران به یکصد و نود هزار «سو» اورانیوم غنی شده نیاز دارد و با رونمایی از ترفند حریف گفتند «طرف مقابل به مرگ گرفته که به تب راضی بشوید». در توضیح نقش تعیین‌کننده اخطار و هشدار رهبر معظم انقلاب و جایگاه آن در جغرافیای مذاکرات، اشاره به نکاتی ضروری است. بخوانید؛ 3- یکی از اصلی‌ترین محورهای مورد چالش در مذاکرات هسته‌ای، میزان نیاز ایران به اورانیوم غنی‌شده برای تأمین سوخت رآکتورهای اتمی کشور است. آمریکا و متحدانش با پیش کشیدن واژه به اصطلاح حقوقی ولی در واقع من درآوردی «نقطه‌گریز ‌BREAK OUT» ادعا می‌کنند برنامه هسته‌ای ایران باید در محدوده‌ای باشد که اگر تصمیم به تولید سلاح هسته‌ای گرفت، فاصله زمانی این تصمیم تا تولید سلاح حداقل بین 12 تا 18 ماه باشد و مدعی‌اند این فاصله به منظور آن است که در صورت تصمیم ایران به تولید سلاح فرصت کافی برای متوقف کردن آن وجود داشته باشد و با استناد به این قانون من‌درآوردی، از ایران خواسته‌اند اولا؛ تعداد سانتریفیوژهای فعال از 4هزار دستگاه بیشتر نباشد که نتیجه نهایی آن پایان دادن به فعالیت هسته‌ای است - همان که حضرت آقا با عنوان به مرگ گرفته‌اند از آن یاد می‌کنند - و ثانیا؛ مواد هسته‌ای ذخیره شده از 2 هزارکیلو تجاوز نکند و از سوی دیگر - متأسفانه - تیم هسته‌ای ما را به نقطه‌ای رسانده‌اند که خواستار فعالیت 8 هزار سانتریفیوژ باشد و این در حالی است که برخورداری از 8 هزار سانتریفیوژ هم در حوزه و میدان غنی‌سازی آزمایشگاهی - پایلوت - قابل تعریف است و نه غنی‌سازی صنعتی که خواست و حق قانونی ایران است. بنابراین چنانچه با تعداد 8هزار سانتریفیوژ هم موافقت می‌کردند - یعنی همان که آقا با‌عنوان راضی شدن به تب از آن یاد کرده‌اند - باز هم ایران را در عمل از غنی‌سازی صنعتی محروم کرده بودند. رهبر معظم انقلاب با تاکید بر این که نیاز ایران به اورانیوم غنی‌شده را خودمان تعیین می‌کنیم و میزان نیاز ما 190/000 سو اورانیوم غنی شده است، این ترفند باج‌خواهانه حریف را نه فقط خنثی کردند بلکه به باد دادند. چرا که بر فرض استفاده ما از سانتریفیوژهای نوع IR1 که ظرفیت غنی‌سازی آن 1/2 تا 1/8 «سو» است، برای تأمین 190 هزار سو، حداقل به تعداد 158/000 سانتریفیوژ نیاز داریم. از سوی دیگر میزان ذخیره اورانیوم غنی‌ شده مورد نیاز کشورمان نیز مطابق خط قرمزی که رهبر معظم انقلاب ترسیم فرموده‌اند، 190/000 سو در سال است و نه دو هزار کیلوگرم مورد ادعای حریف. 4- نکته ظریف و کاملا فنی و کارشناسانه در بیانات رهبر معظم انقلاب این که، ایشان به جای تاکید روی تعداد سانتریفیوژهای مورد نیاز جمهوری اسلامی ایران، روی فرآورده‌ نهایی سانتریفیوژها تاکید کرده‌اند. به بیان دیگر، آنچه مهم است تعداد سانتریفیوژها نیست بلکه خروجی نهایی آنها یعنی میزان اورانیوم غنی شده‌ای است که به دست می‌آید. توضیح آن که «سو»- -( SEPERATIVE WORK UNIT (SWU ضریب جداسازی - یا سرعت جداسازی - اورانیوم 235 از اورانیوم 238 در یک سانتریفیوژ است که بر حسب کیلوگرم در سال محاسبه می‌شود. به عنوان مثال، یک سانتریفیوژ نسل اول موسوم به IR1 یا P1 می‌تواند در طول یک سال 1/2 کیلوگرم اورانیوم 235 را از اورانیوم 238 جدا کند. بیشترین سانتریفیوژهای فعال ما از نوع P1 با ظرفیت اسمی 1/8 و ظرفیت عملی 1/2 «سو» می‌باشد و البته بیش از هزار سانتریفیوژ فعال از نوع (P2) نیز در اختیار داریم که ضریب جداکنندگی آن (سو) بیشتر از نوع اول است. حال می‌توان تصور کرد که اگر حضرت آقا به جای خروجی نهایی سانتریفیوژها (190/000 سو)، نیاز کشورمان را با تکیه بر تعداد سانتریفیوژها بیان می‌فرمودند، هیچ تضمینی برای تأمین سوخت مورد نیاز رآکتورهای اتمی ایران اسلامی وجود نداشت. همین جا گفتنی است که برخی از مسئولان محترم، با اشاره به سانتریفیوژهای پیشرفته IR8 که ظرفیت جداکنندگی آنها 24 سو می‌باشد، اعلام کرده بودند که با برخورداری از 8 هزار سانتریفیوژ IR8 می‌توان نیاز سالانه کشور به میزان 192هزار‌سو را تأمین کرد (8000×24=192000). این محاسبه اگرچه در عرصه تئوری و نظری قابل قبول است ولی با عمل فاصله‌ای پر نشدنی دارد، چرا که، اولا؛ در حال حاضر تعداد بسیار محدودی از سانتریفیوژهای نوع IR8 در اختیار داریم و در حال تحقیق و بررسی برای تولید انبوه آن هستیم، ثانیا؛ در مبحث مربوط به تحقیق و توسعه « R&D » در توافقنامه ژنو و مذاکرات پس از آن، حریف تأکید کرده است که تحقیق و توسعه الزاما بایستی در حد تحقیقات جاری ادامه یابد و در تعریف تحقیقات جاری - CURRENT- به گزارش نوامبر 2013 مدیرکل آژانس استناد می‌کند که در آن تنها سانتریفیوژهای نوع P1 آمده است! نتیجه این که اگر قرار بود نیاز کشورمان به اورانیوم غنی شده براساس تعداد سانتریفیوژها محاسبه و اعلام شود- که متأسفانه شده بود - نه فقط از غنی‌سازی صنعتی دور شده بودیم بلکه غنی‌سازی اورانیوم در مقیاس آزمایشگاهی - پایلوت - را هم آنگونه که باید، به دست نمی‌آوردیم. 5- تأکید رهبر معظم انقلاب بر نیاز کشور به 190 هزار سو، ترسیم رسمی خط قرمز نظام در یکی از اصلی‌ترین محورهای مناقشه و چالش مذاکرات هسته‌ای است. این خط قرمز، از آن جهت سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده است که از سوی بالاترین و عالی‌رتبه‌ترین مقام جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است و بدیهی است که به هیچ وجه قابل تغییر نخواهد بود و حریف نمی‌تواند و دلیلی هم ندارد که آن را یک «تاکتیک» تلقی کند. از این روی می‌توان و باید گفت که حضرت آقا با ترسیم این خط قرمز غیرقابل عبور، تمامی محاسبات چند ماهه اخیر - بخوانید یازده‌ساله - حریف را مختل کرده‌اند. گفتنی آن که رهبر معظم انقلاب در بیانات روز دوشنبه خود گفته بودند، حریف با لطایف‌الحیل و دست زدن به ترفندهای شیطانی می‌کوشد سیستم محاسباتی ما را مختل کند و مسئولان ما را با ارائه آدرس غلط به نتیجه غلط برساند ولی رهبر فرزانه انقلاب با صداقت و صراحت و از موضع اقتدار، محاسبات حریف را مختل کرده‌اند. 6- اکنون آمریکا و متحدانش بر سر یک دوراهی یا به تعبیر گویاتر در مقابل یک بن‌بست قرار گرفته‌اند و به قول دیپلمات‌ها در مصاحبه با رویترز فراخوان فوری وزرای خارجه 5+1 برای عبور از این بن‌بست صورت پذیرفته است و نه برای امضای توافق ‌نهایی! اما، دوراهی پیش‌ پای حریف؛ این که می‌دانند خط قرمز ترسیم و اعلام شده از سوی رهبر معظم انقلاب یک «تاکتیک» و یا یک برگ روی میز برای چانه‌زنی نیست. بنابراین حریف باید از میان دوراهی که پیش روی دارد، یکی را برگزیند؛ یا به خواسته اعلام شده از سوی حضرت آقا تن بدهد و یا این که با ادامه اصرار بر باج‌خواهی و زیاد‌ه‌طلبی‌های غیر قانونی خود، آرزوی دستیابی به یک توافق با مختصات مورد نظر خویش را فراموش کند. راه سومی وجود ندارد. 7- حریف به خوبی می‌داند که وقتی شخصیت برجسته‌ای در جایگاه‌ عالی‌رتبه‌ترین مقام جمهوری اسلامی ایران، خط قرمز نظام را در مذاکرات ترسیم می‌کند نگران «عدم توافق» نیز نخواهد بود و این در حالی است که «توافق» نیاز آمریکا و متحدانش است که قصد داشتند با لطایف‌الحیل این «نیاز» خود را در قالب «امتیاز» به جمهوری اسلامی ایران تحمیل کنند. گفتنی است که تا چند روز قبل مقامات آمریکایی از جمله جان ‌کری و وندی ‌شرمن با تکبر و غرور این ترجیع‌بند را تکرار می‌کردند که ایران در مقابل یک تصمیم سخت قرار گرفته است! و اکنون اعتراف می‌کنند که باید برای اتخاذ یک تصمیم سخت آماده شوند. تصمیمی که هر دو سوی آن برای آنان سخت و تاکنون دور از انتظار بوده است؛ چشم‌پوشی از توافق نهایی که برای خود یک «امتیاز بزرگ» تلقی می‌کردند و یا دست کشیدن از زیاده‌خواهی که نتیجه آن اعتراف به پیروزی ناشی از مقاومت است و این دومی برای حریف کابوسی وحشتناک خواهد بود. حسین شریعتمداری
لینک ثابت
این بود «حقوق‌شهروندی»؟!
رسانه ملی این یادداشت را هم زیرنویس کند

یکی از دولت‌های منطقه غرب آسیا، بویژه در حوزه اقتصاد، بیش از آنکه دولت تدبیر باشد، دولت توهین، تحدید، تهدید، تحقیر، تفتیش و تقسیم بوده است. دولت مدنظر، روزی مردم را به سبب مصداق رای‌شان تقسیم بر 2 می‌کند و از این بدتر، در لسان ارشدترین مشاورانش، معتقد است؛ «کسانی که به رئیس‌جمهور رای نداده‌اند، رای به بی‌قانونی داده‌اند». همین دولت، دگر روز اقشار محروم لیکن محترم را از صف آدمیزاد خارج و حق اظهار نظر را از ایشان سلب می‌کند تا باز‌هم مردم را به کسانی که حق حرف زدن دارند و کسانی که نه، تقسیم کرده باشد. برود دولت مذکور دعا کند به حال سعه‌صدر بی‌مانند مولای خراسانی ما که گره با سرانگشت صبر، بصیرت و حکمت باز می‌کند و الا خمینی در جا سیلی آبدار می‌خواباند در گوش کسانی که پشت سر ولی‌نعمتان انقلاب، صفحه خارج از ادب می‌گذاشتند، بی‌تعارف، بی‌اندکی ملاحظه. این دولت اما امروز هم به جای کار، مشغول شاهکار تقسیم کردن مردم است، این بار به 2 گروه بهشتیان، بلکه پری‌رویانی که از گرفتن یارانه انصراف خواهند داد و جهنمیانی که با کمال پررویی، بلکه وقاحت همچنان مصمم به گرفتن یارانه هستند! از عمر دولت قصه ما، بسیار کمتر از یک سال می‌گذرد اما تا همین جای کار، در اظهارات نامتعارف اقتصادی، ایضا اقدامات نامتوازن اقتصادی، گوی سبقت را از همه دولت‌های سابق و اسبق ربوده است. خلبان دولت اگر می‌خواهد مردم را از «طیاره یارانه» پیاده کند، دیگر چرا از ایشان، جدول ضرب آنچنانی می‌پرسد؟ خب بیندازد پایین مردم را! کار این بی‌تدبیری، آنهمه بالا گرفته که علی لاریجانی با آنهمه اشتهار به ملاحظه در برابر دولت، تفتیش زندگی مردم را «عملی خارج از قواره قوه مجریه» می‌خواند. عجبا! خود دستگاه اجرا هم آیین‌نامه اجرایی فاز دوم هدفمندی را چند روز بعد از تصویب در جلسه هیات دولت، رسانه‌ای می‌کند! گو اینکه خود اذعان دارد بی‌تدبیری از صدر تا ذیل این آیین‌نامه موج می‌زند. «کمپین» آن است که از درون خود مردم بجوشد، نه با زور دولت، نه با زور زیرنویس! فرض است بر یکی از دولت‌های منطقه غرب آسیا که بی‌تدبیری خود را بار نکند روی دوش صدا و سیما اما بر رسانه ملی فریضه است که بی‌خود و بی‌جهت، جورکش رفتار و گفتار غلط دولت نباشد. ما از دست‌اندرکاران رسانه ملی سوال می‌کنیم؛ این زیرنویس‌ها آیا «گزاره اخلاقی» است؟! آیا توصیه‌هایی از جنس تواصی علمای دین است؟! آیا خود صدا و سیما هم قائل به این زیرنویس‌ها، آنهم با این کیفیت دون و مبتذل است؟! و اگر اینگونه نیست –که علی‌القاعده نباید باشد، و الا عنوان «رسانه دولتی» بیشتر برازنده «رسانه ملی» است!- چرا صدا و سیما خرج خود را از این زیرنویس‌های مضحک که دستمایه جوک آحاد ملت شده، جدا نمی‌کند؟! و چرا به آبروی بلند خود، اندک التفاتی نمی‌کند؟! اگر این زیرنویس‌ها محصول نظر سازمان هدفمندی یارانه‌ها یا وزارت اقتصاد یا هیات دولت است، خب! رسانه ملی لااقل امضای دولت را پای این بی‌تدبیری بلکه اهانت بگذارد، نه امضای خودش را! کم‌مانده زیرنویس شود که گرفتن یا نگرفتن یارانه، قسیم نار و جنه.. است! هر که یارانه نخواهد، مومن و هر که یارانه بخواهد، کافر است! این، آن کلیدی بود که نشان داده شد؟! این بود «حقوق شهروندی» که در قاموس اندیشه ناب انقلاب اسلامی اصلا معلوم نیست چی هست، فلذا بهتر است بگویم؛ این بود «کرامت انسانی»؟! چه بسیار که خود را گدا نمی‌دانند اما برای گذران زندگی، پول یارانه را هم عاقبت به یک زخم‌شان می‌زنند. پس این پول را حق خود می‌دانند. حال، دولت اگر ایشان را مستحق دریافت یارانه نمی‌داند، یارانه ندهد، دیگر چرا تفتیش زندگی مردم؟! دیگر چرا اظهار نظر از موضع ارباب و رعیتی؟! دیگر چرا جریمه، آنهم 3 برابر؟! براستی دولت از کدام جایگاه قانونی خود را محق می‌داند که مردم را جریمه کند؟! خانواده 5 نفره‌ای را درنظر بگیرید. طبق آیین‌نامه دولت، اگر این خانواده برای دریافت یارانه ثبت‌نام کرده باشد اما از نظر دولت، محق گرفتن یارانه نباشد، باید علاوه بر بازگرداندن مبلغ یارانه یعنی 227500 تومان به حساب دولت، مبلغ 682500 تومان هم جریمه بپردازد!! و اما دولت باید بگوید که اساسا چگونه می‌خواهد تشخیص دهد چه کسی استحقاق گرفتن یارانه را دارد و چه کسی نه؟! مجرای این تشخیص چیست؟! زندگی هر آدمی بلکه هر خانواده‌ای از قواعد خاص خود پیروی می‌کند که اصولا در تنگنای محاسبات خشک ریاضی نمی‌گنجد. می‌بینی یکی ماهی 3میلیون حقوق دارد اما از آنجا که عائله بیشتری دارد، از آن‌که حقوق ماهی یک میلیون دارد، زندگی را به لحاظ اقتصادی سخت‌تر می‌گذراند. من واقعا تعجب می‌کنم که اصحاب آیین‌نامه کذایی چگونه چشم خود را بر این بدیهیات بسته‌اند؟! این بود آن تدبیری که ادعایش را داشتند؟! دولت باید بگوید بر اساس کدام حق، کدام منطق و کدام‌یک از موازین دولتمردی، بنا دارد دریافت‌کنندگان یارانه را از اعطای وام و تسهیلات منع کند؟! این فقط ادب مرد نیست که به ز دولت اوست، تدبیر مرد هم به ز دولت اوست. دولت یک کلام باید بگوید که متمکنین جامعه لطف کنند، او را درک کنند و از گرفتن یارانه خودداری کنند، تمام! اینکه دیگر نیاز به این همه قشقرق ندارد. مدعی‌اند؛ «بنای ما بر فرهنگ‌سازی است»! لیکن نام این همه تبلیغ غلط، «فرهنگ‌سوزی» است! حقا که ترساندن مردم از گرفتن حق خودشان، بدترین فرهنگ‌سوزی‌هاست. داعیه داشتند؛ «منتقد نباید با لکنت زبان سخن بگوید»! اینک می‌بینیم آحاد ملت برای گرفتن 45500 تومان به «لکنت قلب» دچار شده‌اند! بعضی‌ها بر خلاف ادعاهای‌شان، برای مردم، «لکنت قدم» و برای ما «لکنت قلم» تمنا دارند!
این، آن اعتدالی بود که می‌گفتند؟! در همان فاز قبلی هدفمندی هم شمار قابل توجهی از افراد متمکن جامعه از ثبت‌نام خودداری کردند. به جد بر این باورم و اسناد و شواهد نیز همین را نشان می‌دهد که اغلب دریافت‌کنندگان یارانه، هر یک به دلیلی – بی‌آنکه لزوما مستمند باشند- واقعا به پول یارانه نیاز داشتند و الا «ملت اهل پیام» قطعا بهتر از «دولت اهل پیامک» حال و روز اقتصاد کشور را درک می‌کند. این ملت، همان ملتی است که هنگام جنگ از پول جیب خود می‌زد تا قلک جبهه‌ها را پر کند، دولت از سابقه خود باید سخن بگوید! روز 24 خرداد 92، جمهور، رئیس‌جمهور معین کرد. خوب است کسانی که سرهنگ نبودن را افتخار خود می‌دانند، هر چه زودتر تفتیش و تهدید ملت را از کارنامه دولت خود پاک کنند و اندکی حرمت قائل باشند برای حریم شخصی آحاد جامعه. شگفتا! با دشمن آن همه مهربان، با دوست این همه نامهربان؟! کاش اصحاب آیین‌نامه اجرایی فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها به جای آقای ظریف می‌نشستند پای مذاکره با دشمن! آقایان دیپلمات! اینگونه مو را از ماست بیرون می‌کشند... عاقبت این نمی‌شود که با دشمن توافق ژنو را ببندی، با دوست آیین‌نامه اجرایی را! رسانه ملی اگر واقعا رسانه ملی است، باید این یادداشت را زیرنویس کند؛ حرف مردم را.

منبع:روزنامه وطن امروز ش 1285

لینک ثابت
غم غفلت
جمعه 11 بهمن1392 | محمد حسین کلائی
سلام

کلیپ غم غفلت رو به مناسبت دوازدهمین سالگرد ارتحال عالم ربانی حضرت آیت الله محمد باقر حکمت نیا (رضوان الله تعالی علیه) تهیه کردم که امیدوارم مورد پسند همه شما دوستان عزیز قرار بگیرد

انشاءالله ...

                  AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان            

                          دریافت کلیپ غم غفلت 

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " نور حکمت " برای " محمد حسین کلائی " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم